با نام و یاد خدای رئوف
با توجه به عدم شناخت کافی انسان از عوالم برتر مانند برزخ و بهشت ، انسان دنیایی با تفکّر و نگاه دنیایی از خود می پرسد خداوند خودش در قرآن می فرمایند هر آنچه بهشتی از خدا بخواهد به وی عطا می کند آیا در این صورت نعمت ها و لذت های بهشتی کسل کننده نخواهد بود و موجب دلزدگی نمی شود؟
در پاسخ به این پرسش درونی افراد باید گفت: منشاء پیدایش چنین شبهاتی قایس بین دنیا و آخرت است؛ در صورتی که ماهیّت عالم ماده با ماهیت عالم آخرت متفاوت و غیر قابل قیاس است فلذا هر گونه قیاسی باطل و انسان را از حقیقت دور میکند.
برای اینکه به این پرسش پاسخ بدهیم مقدمه ای را ذکر میکنیم:
انسان همیشه دنبال دارا شدن است و این که انسان دنبال چیزی میرود و بعد که آن را واجد شد، حالت دلزدگی پیدا میکند، دلیلش این استکه آنچه انسان در عمق دلش میخواسته آن چیز نبوده؛ در اصل دنبال چیز برتر یعنی کمال مطلق بوده است.
اگر این انسان به چیزی یا جایی رسید که کمال مطلق است (یعنی به آنچه که در نهادش قرار داده شده است) در آنجا آرام میگیرد، دلزدگی هم پیدا نمیکند، طالب تحول هم نیست. درست مانند رود خروشانی که به اقیانوس میرسد و یکمرتبه از خروش میافتد.
در بهشت، انسان به چیزی میرسد که عین خواستهی نهایی اوست و آن کمال مطلق است. بعد از آن کمال نیست، که انسان دچار خستگی و دلزدگی شود و در آرزوی مافوق آن باشد . قرآن کریم هم برای همین نکته بوده است که این تعبیر را دربارهی بهشت میکند: «لایبغون عنها حولا»(108:کهف) یعنی بر عکس نعمتهای دنیا که وقتی داشته باشد خسته و طالب تحول و تجدد میشود. اگر به انسان چیزی بدهیم که ماورای آن چیزی نیست و آن «همه چیز» باشد دیگر خستگی معنا ندارد. (1) وقتی انسان به کمال مطلق و نهایی خود نائل شد هیچ گونه رکود، سکون و خستگى پیش نمىآید و تحقق آرزوهاى دست نیافته به طور آسانتر و بدون مزاحمت در آنجا یافت میشود.
اگر واقعاً چیزى مطلوب و محبوب غریزى و ذاتى و به خصوص فطرى انسان باشد، ممکن نیست که وصال و رسیدن، او را سرد و افسرده کند. نعمتهاى بهشتى همه مطابق خواستههاى ذاتى و فطرى انسان است؛ ازاین رو انسان هرگز از آن خسته و ملول نمىشود و هیچگاه تمناى تعویض و تبدیل آن را نمىکند. همچون علاقهی طفل به دامان مادر که هیچ گاه احساس خستگى نمىکند؛ بلکه نگران این است که مبادا مادر از او جدا شود. به همین جهت خداوند متعال در توصیف بهشت و بهشتیان مى فرماید: «خالِدِینَ فِیها لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً» (کهف (18)، آیه 108) جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمىکنند.
افزون بر اینها، طبق مبانی حکما و عرفای اسلامی نعمات بهشت هیچگاه تکراری نیستند تا ایجاد دلزدگی کنند. برای مثال اگر کسی از اهل بهشت، سیبی را خورد بار دیگر که سیب بخورد، برایش تازگی خواهد داشت.
از طرف دیگر هر نعمت بهشتی بینهایت باطن دارد که اهل بهشت با استفاده از آن نعمت به سمت باطن آن سیر میکنند. و باطن هر نعمت بهشتی، حقیقت اسمی از اسماء الهی است؛ لذا اهل بهشت دائماً در اسماء الهی سیر میکنند. بر این اساس، تمام نعمات بهشتی علم آفرین و معرفت زا هستند و با استفاده از آنها، معرفت اهل بهشت به حقیقت اسماء الهی فزونی مییابد ؛ و کسی از دانستن خسته نمیشود.(2) لذا اهل بهشت حتّی یک لحظه هم دست از معرفت افزایی بر نمیدارند ؛ چون ثمرهی افعال بهشتی علم و معرفت خواهد بود. اگر به منظرهای بنگرد معرفتش افزون میگرد و اگر میوهای بخورد همچنین و اگر با رفیقانش دیدار نماید باز معرفت او به حقیقت اسماء الهی فزونی میگیرد و این امر تا ابد خواهد بود؛ چرا که باطن هستی را پایان نیست و اسماء حقّ تعالی محدود به هیچ حدّی نمیباشند. (3)
در ارتباط با وضعیت کودکان و سالخوردگان در بهشت گفتنی است هیچ یک از بهشتیان در معرض پیرى و فرسودگى قرار نخواهند گرفت، نه کودکاند و نه پیر و فرسوده. امام جواد (علیهالسلام) فرمود: «لَانُّ اَهلَ الجنَّة یکونُون شَباباً» اهل بهشت همه (مرد و زن) جوان محشور میشوند (و در بین آنها پیرمرد و پیرزن وجود ندارد) (4)
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ
1. معاد، استاد شهید مرتضی مطهری، ص 172- 170
2. امّا اینکه ما در دنیا از کسب علم خسته می شویم ، خستگی از خود دانستن نیست ، بلکه امور جنبی آن مثل خواندن و حفظ نمودن و مدرسه رفتن و ... است که موجب خستگی می شوند ؛ و این امور جنبی در بهشت وجود ندارد.
3. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: استاد حسن زاده آملی هزار و یک نکته ، نکته 796 و 923
4. احتجاج علی طبرسی، انتشارات اسوه ج2، ص478