پرسش:
مگر در خلقت خداوند ایرادی بوده است که مسلمانان را مکلف به ختنه کرده اند و آیا خداوند نمی توانست مردان را ختنه کرده یا بی نیاز از آن خلق کند؟
دوم اینکه اگر خداوند در زمان اسلام ختنه را لازم و واجب دیده است چرا آنرا برای سایر ادیان واجب نکرد؟
و سوال دوم ما را به اینجا میرساند که چون خدای تمام ادیان یکی است و چون او عادل است پس ختنه هیچ خاصیت طبی و علمی نداشته و فقط برای متمایز شدن مردان مسلمان از سایر مردان که ادیان دیگری دارند وضع شده، آیا همینطورست، پس شد سه سوال مرتبط لطفا به هر سه پاسخ دهید؟
پاسخ
خداوند قادر مطلق است و بر هر کاری تواناست؛ خداوند می توانست انسان را بدون اینکه مراحل جنینی را طی کند بیافرید، خداوند می توانست انسان را بدون اینکه بند ناف داشته باشد بیافریند، می توانست جهان هستی را به گونه ی دیگری بیافریند امّا بر اساس روایات مختلف و بر اساس ادله عقلی(در اثبات حکمت خدای متعال) نظام حاکم بر جهان، بهترین نظام ممکن است.
حبّ الهی به کمال و خیر، اقتضاء دارد که نظام آفرینش دارای کمال و خیر بیشتری بوده و در جهان مادّی، نقص و فسادهایی که لازمه ی این جهان است در آن به حدّاقل برسد و به عبارتی اگر خدا جهان را به بهترین نظام نیافریده باشد یا به خاطر این است که علم به بهترین نظام نداشته، یا آن را دوست نداشته، یا قدرت بر ایجاد آن نداشته و یا از ایجاد آن بخل ورزیده است. در حالی که خداوند از این ویژگی ها مبرّاست.(1)
بنابراین خداوند اگر چه قادر است مردان را ختنه کرده یا بدون نیاز به ختنه بیافریند، اما این نوع خلقت بر خلاف نظم حاکم بر جهان است و یقینا این نوع خلقت بهترین حالتی است که می توان تصوّر کرد. چرا که برای این عضو قبل از تولد فوائدی وجود دارد و بر اساس حکمت خلق شده است.
در این باره گفته شده است:
این عضو باعث خواهد شد که آن قسمت از جنین حفظ گردد اگرچه پس از تولد عضو زایدی محسوب می گردد مانند بند ناف نوزاد که پس از تولد بریده می شود.
به روایت زیر دقت کنید:
شخصى از امام صادق علیه السلام پرسید:
آیا جائز است که به کارهاى خدایى و در خلقت او دست ببریم، حضرت فرمود: نه. گفت: پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده، جدا مى نمایید؟ آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: خلقت آن پوست بر اساس حکمتى است. ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتر است.
همان طورى که وقتى بچه به دنیا مى آید، ناف او به مادرش وصل است، این هم مخلوق خدا است و خدا این طور قرار داده، ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم. همین طور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است. خدا مى توانست از اول ناخن ها را طورى بیافریند که همیشه به اندازه خاصى باشد، ولى با این حال چون بزرگ مى شود، به ما دستور داده که آن ها را کوتاه کنیم. موهاى بدن نیز همین طور، یا در مورد گاوهاى نر اگر آن ها را اخته کنیم، براى انسان نافع تر خواهد بود. این گونه دخالت ها در خلقت، منافاتى با حکمت الهى ندارد. بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد. (2)
ختنه قبل از اسلام هم در ادیان توحیدی مورد تأکید بوده است ... یکى از سنت هاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) که مورد تأیید اسلام بلکه مورد تأیید تمام پیامبران بعد از حضرت ابراهیم(علیه السلام) واقع شده است سنت خِتان یا ختنه است.
در روایات از طریق شیعه واهل سنت بر این سنت تأکید شده است.
عن جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن على (علیه السلام) قال:
قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) :
«إن الله عز وجل بعث خلیله بالحنیفیة وأمره بأخذ الشارب وقص الاظفار ونتف الابط و حلق العانة والختان». على(علیه السلام) از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل مىفرماید: که خداوند عز وجل حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به روش پسندیده مبعوث کرد وبه کوتاه کردن سبیل وناخن و ازالهی موهاى زیر بغل وتراشیدن موهاى بالاى عورت وختنه کردن سفارش کرد. (3)
در باره تاریخچهی ختنه در بین اقوام گذشته آمده است، درمیان مصریان واقوام قدیم جنوب آفریقا ختنه رواج داشته؛ در بین یهودیان وبرخى از مسیحیان از جمله مقررات مذهبى محسوب مىشود در بین یهود ختان واجب است و غالباً پسران خود را در هشت روزگى ختنه مىکنند، به موجب روایات ما رسم ختنه از قدیم بین اعراب وجود داشته است، شیعیان و شافعى آن را واجب شمرده ومالکى آن را سنت شمرده و نزد عامهی مسلمانان مهمترین نشانهی مسلمانى شناخته مىشود (4)
مطلب آخر اینکه برای ختنه فوائد بسیاری از دیدگاه روایات و علم روز بیان شده است؛ به برخی از این فوائد اشاره میشود:
فوائد ختنه در روایات:
عن على(علیه السلام):
«اختنوا اولادکم بوم السابع فانّه أطهر و أسرع نباتاً للحم و أروح للقلب» فرزندان خود را در روز هفتم تولدشان ختنه کنید، زیرا باعث پاکیزگى بیش تر و باعث سرعت در رویش گوشت بر بدن و موجب شادمانى قلب مى شود. (5)
ختنه کردن در مردان باعث پاکیزگى و پاکى آلت تناسلى مى شود، چون وجود پوسته رویى باعث جمع شدن کثافات و ماندن بول در زیر پوست شده و باعث بیمارى و بوى بد مى شود. (6)
فوائد بهداشتى و پزشکى ختنه:
1. آمار نشان مىدهد در بین مسلمانان و یهودیان که ختنه مىکنند، حتى یک مورد سرطان آلت دیده نشده است. از نظر پزشکى امروزه ختنه به عنوان نوعى واکسن و پیشگیرى از سرطان محسوب مىشود، ولى در جاهایى که ختنه نمىکنند، مانند آمریکا برخی از تلفات ناشى از سرطانها مربوط به سرطان اندامهاى تناسلى است.
2. سرطان گردن رحم(محل تماس آلت با رحم (مهبل) در کسانى که شوهرانشان ختنه شده نبودهاند، هنگام نزدیکى مخصوصاً در زمانى که زن به خاطر زایمان یا قاعدگى دچار التهاب دیوارهی مهبل شده، بیشتر اتفاق افتاده است.
3. سرطان پروستات نزد آنان که ختنه مىکنند، کم تر است.
4. پیلونفریت و آلودگىهاى چرکى مجارى ادرارى از مثانه و محالب و کلیه، در ختنه شدگان کمتر است، چون قطع پوست سبب مىشود دفع ترشحات به آسانى صورت گیرد، ولى اگر ختنه نشده باشد، چون آلت تناسلى در حالت نعوظ و سفت شدن در فشار آن پوسته قرار مىگیرد و سطح داخلى پوسته را رشتههاى عصبى فراوانى فرا گرفته و آن را فوقالعاده حساس ساخته و در آن قسمت که به تنه آلت مىچسبد، غدد مترشّح فراوانى موجود است که ترشحات شیرى رنگ و غلیظ را روى حشفه پخش مىکند.
این ترشحات است که توانستهاند واکنشهاى سرطانى ایجاد نماید. در اغلب موارد این پوست بر حشفه و آلت فشار وارد مىآورد. از خارج شدن ادرار به طور کامل جلوگیرى نموده، باعث حبس بول مىشود. قطره قطره بول خارج مىگردد و سبب التهاب و تورّم شده، تجمع ترشحات غددى و التهاب و گرد و غبار و ... با توجه به تاریکى و رطوبت، آن جا محل بسیار مناسبى براى ایجاد عفونت مىشود. به تدریج عفونت را به داخل مجارى ادرار و کلیهها مىرساند.
5. در حالت نعوظ پوست روى حشفه باعث مزاحمت و درد و سوزش مىشود.
6. آمیزش براى ختنه شدگان لذّت بخشتر است و براى زن نیز لذّت بخشتر میباشد. (7)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. آموزش فلسفه، ج 2، ص 312
2. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، مؤسسهی آل البیت، قم، 1409 ه.ق، ج 15 ص 162.
3. وسائل الشیعه : 15 / 163 باب 52 از ابواب احکام اولاد
4. دائره المعارف بزرگ فارسى ( مصاحب) : ج اول صفحه 884.
5. متقی هندی، علی، کنز العمال، الرساله، لبنان، 1409ق، ج 16 ص 436.
6. وسائل الشیعه، همان، ج 15 ص 161.
7. پاک نژاد، سیدرضا، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 16 ص 149به بعد.